مراسم پرسه بود.زنها جمع شده بودند تا یاد کسی را که درگذشته بود گرامی بدارند و در حین این یادبود به حرفهای ملا زیتون که بالای منبر رفته بود هم گوش کنند.زیتون در لابلای صحبتهایش گفت"اسلام اسلام است چه معنی دارد که سر اینکه که فلانی شافعی،مالکی یا هر فرقه ای که هست جدل کنیم؟"جلوتر که رفت گفت"در پاکستان و گاه در همین شهر خودمان آدمهایی وجود دارند که خدا را با ساز و سرود یاد می کنند.چنین ذکری به جای اینکه سودی به حال آدم داشته باشد انسان را بیشتر گمراه و راهی جهنم می کند."خیلی دوست داشتم که آن لحظه میکروفن را از ملا زیتون بگیرم و بگویم"ایها النساء! این زن هنوز نمی داند که در اوج آن ذکر آلوده به ساز و سرود روح آدمیزاد تا کجا سیر می کند؟هر وقت به آن درجه ی عاشقی برسد لام تا کام سخن نخواهد گفت."
برچسب:
نویسنده: مانی رفیعی
تاريخ: شنبه
14 مرداد
1396 ساعت: 23:10